تبلیغات
ღღღ دلسپرده ღღღ - رفتن من . . .
 
ღღღ دلسپرده ღღღ
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM

فکر نمی کردم که جمله اول مطلب قبلیم اینقدر جلب توجه کنه .


 

حقیقتشو بخواید انتظار کشیدن خیلی سخته


 

البته نمی خواستم تا دقایق آخر این قضیه رو لو بدم .



خواستم حداقل خیالم از  پذیرفته شدنم راحت بشه بعد بیام و بنویسمش .


اما حالا که پرسیدید میگم .

 

یکی دو سالی میشه که انگیزه ای برای موندن ندارم .



نه اینکه به فکر پیشرفت و پسرفت و بازیهای سیاسی باشم . نه !



فقط دوست دارم از اینجا برم . زندگی برام یکنواخت و خسته کننده شده .



هیچ هیجانی در کار نیست .


 




شش ماه پیش با یه وکیل تو آمریکا تماس گرفتم .



با مکافات 2000 دلار جور کردم و براش فرستادم تا برام تشکیل پرونده بده .



اینکه میگم با مکافات برای اینه که اصالتا اصفهونیم



و دل کندن از پول و هل دادنش تو جیب یه نفر دیگه برام سخته


 

خلاصه بگم ، 



قرار شد که از طریق بهترین راه !



یعنی پیدا کردن یه کارفرما به من کمک کنه تا بتونم اقامت کانادا بگیرم !


 




اینم به من گفت که این قضیه شاید 5 سال طول بکشه



و اگه بتونه برای من کاری کنه باید مبلغ 10000 دلار دیگه بهش بدم !


 

خلاصه این روزهای من به دو صورت میگذره .



یکی به انتظار ایمیلی که بیاد و وکیلم بگه کارفرما پیدا کردم !



دوم اینکه سخت کار می کنم تا بتونم سرمایه ای جور کنم که اون طرف به گدایی نیفتم !


 

البته اینم بگم که تا الان به کسی نگفتم ! حتی به نزدیکترین عضو خانوادم که پدرم باشه!



من هیچ چیزیو از پدرم پنهون نمی کنم اما این یکی برام خیلی با ارزشه .



اگه اقامتم تایید بشه ، لااقل تا اون موقع کسی سعی نمی کنه رگمو بزنه و مانع رفتنم بشه



و اگه تایید نشه کسی به خاطر فرستادن پول منو سرزنش نمی کنه !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 6 اردیبهشت 1393
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :