تبلیغات
ღღღ دلسپرده ღღღ - غمبر !
 
ღღღ دلسپرده ღღღ
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM


ویلون زن دوره گرد

امروز یه صدای ویولون از توی خیابون ها به گوشم خورد .

طبق معمول توی مغازه نشسته بودم .

صدا اینقدر نزدیک و بلند بود که فکر کردم کسی ضبط ماشینشو بلند کرده .

بعد از چند لحظه متوجه شدم که مردی میانسال مشغول نواختن ویولونه و قدم زنان پیاده روی سمت مغازه رو طی میکنه .

قدیم تر ها به این نوازنده های دوره گرد میگفتن " غمبر " . یعنی کسی که غم و از دلت می بره . اما . . .

اما موزیکی که این مرد می نواخت بی شباهت به آهنگ وبلاگم نبود . غمگین غمگین غمگین !

چهرشو که نگاه کردم غم عجیبی داشت .

آرام و آهسته قدم میزد . غمی که داشت بهش اجازه نمیداد تند تر از این قدم بزنه .

به نظر خسته بود و غمگین . و منتظر . . .

منتظر دست به جیب شدن عابرین پیاده ای که از کنارش می گذشتند .

اما به نظر کسی نگاهش هم نمیکرد . . .

خودمم دست به جیب نشدم . آخه Refresh کردن غمهای دلم که اون باعثش شده بود که پاداش نداشت !

بی خیال

دلم گرفت . . .

" غمبر " بود . اما نه به این معنا که غمتو ببره .

معنی " غمبر " ی این مرد ؛ " هم آغوشی با غم " بود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 9 اردیبهشت 1392
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :