تبلیغات
ღღღ دلسپرده ღღღ - زورگیری
 
ღღღ دلسپرده ღღღ
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM

دیروز بود

 

بازم یه خبر دیگه از یه حادثه دیگه ، که هر لحظه انتظارشو برای خودم می کشم

 

دیروز یکی از بچه ها از یه " زورگیری " تو یکی از خیابون های اصلی شهرمون به من خبر داد . ظاهرا تو روز روشن و ساعت 12 ظهر که موقع تعطیلی مدارس و هزار جور رفت و آمد دیگه است دو تا موتوری جلوی یه بنده خدا رو میگیرن و با تهدید " قمه " و ضرب و شتم کیف پول بنده خدا رو گرفتن و پا به فرار گذاشتند .

 زورگیری

(تصویر از بابت تشابه استفاده شده است و مربوط به این خبر نیست )


عکس العمل مردمی که تو اون صحنه حاضر بودن فقط این بود که با گوشی هاشون شروع به فیلم برداری کنند !

 

یه لحظه خودتون رو بذارید جای اون نگون بختی که تو یه لحظه ، هم آبروش میره ، هم غرورش میشکنه و هم مالشو از دست میده ! چقدر سخته !

 

من فکر میکنم گناه مردمی که اونجا بودن و از مظلوم حمایت نکردند از اون ظالم ها کمتر نیست !

آخه چی شده ؟ چی به این مردم گذشته ؟ چرا اینقدر سرد و بی رحم شدیم ؟ وای خدا . . . !

طبق معمول مامورین نیروی انتظامی حتی تو صحنه حاضر نشدن .

حافظان امنیت خودشون ناقض امنیت هستند . واقعا نمی دونم چرا متوجه نیستند وظیفشون چیه !؟

نمی دونم تویی که احیانا داری این مطلبو میخونی اگه خودتو بذاری جای اون بنده خدا چه حالتیو برای خودت تصور میکنی ! ؟

من اگه جای اون بنده خدا بودم اول باید پیش خودم تو چند ثانیه فکر می کردم که آیا حاضرم به خاطر حفظ پولم جونمو از دست بدم یا نه !؟

یا باید ادای قهرمان ها رو در بیارم و تو این درگیری نا جوانمردانه جونمو به خطر بندازم .

البته از دست دادن جونمون فک کنم راحت تر باشه تا اینکه ناقص العضو بشی . یه لحظه فک کن دستتو یا پاتو و یا حتی انگشتتو بخوای تو یه همچین درگیری ساده ای از دست بدی !؟؟

بعد یه عمر چطوری میخوای سر کنی !؟

پس تکلیف چیه واقعا . باید منتظر امداد غیبی باشی ؟؟؟؟

ای خدا !؟

حالا خودتو بذار جای یه نفر که داری این صحنه رو می بینی !؟

چیکار میکنی ؟

اگه من باشم ، میدونم اینقدر احمق هستم که برم و از اون بنده خدا علی رغم نداشتن قدرت کافی دفاع کنم .

اگه هر جا که ظلمی میشه و راهزنی راهو بر مردمی میبنده ، 10 تا مثل من باشن دیگه هیچ راهزنی جرات نمیکنه جلوی مردمو بگیره . لعنت به من که مثل همیشه تنهام و هیچکسی با طرز فکر من نیست . هیچکس وجود نداره . تا الان هم نتونستم هیچکسو با طرز فکر خودم یکی کنم . مردم مثل " کشی " می مونن که اگه یه لحظه غافل بشی و ولشون کنی بر میگردن دوباره سر جای اولشون !

. . .

..

بازم مثل همیشه به اینجا که می رسم باید بگم بی خیال . بی خیال . بی خیال

کسی حرف منو نمی فهمه .

کاش موقعی که می میرم سکوت کنم . داد نزنم . آخه اگه داد بزنم فکر می کنند که از درد مردنه . اون موقع هم کسی نمی فهمه که داد من از تنهاییه .

 کاش موقعی که می میرم حرفی نزنم . دیگه نمیخوام حرفی بزنم که خریدار نداشته باشه .

حرفهام مزه تلخی میده . پس بذار تلخیش به کام خودم باشه !





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 22 اردیبهشت 1392
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 02:21 بعد از ظهر
Thanks for sharing your thoughts on زورگیری.
Regards
دوشنبه 10 اردیبهشت 1397 05:49 قبل از ظهر
Does your site have a contact page? I'm having
a tough time locating it but, I'd like to shoot you an email.
I've got some suggestions for your blog you might be
interested in hearing. Either way, great site and I look
forward to seeing it grow over time.
جمعه 6 بهمن 1396 11:07 بعد از ظهر
Whoa! This blog looks just like my old one! It's on a totally different subject but it has
pretty much the same page layout and design. Wonderful
choice of colors!
شنبه 1 تیر 1392 06:12 بعد از ظهر
بایه مطلب جدید بروزم:ازمتشابهات بپرهیزید.
م ح

سلام

باشه . میرسم خدمتتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :