تبلیغات
ღღღ دلسپرده ღღღ - مطالب تیر 1392
 
ღღღ دلسپرده ღღღ
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM




یه مدّت می خوام ول کنم زندگی رو

                                                                             

بذارم کنار عشق و دیوونگی رو

 

چشامو رو اونی که می خوام ببندم

 

یه مدّت با هیچّی با هیشکی نخندم

 

یه مدّت می خوام لنگِ چیزی نباشم

 

هراسون و دلتنگِ چیزی نباشم

 

بترسن همه آدما از منی که

 

قراره یه مدّت بشم یکی دیگه

 

یه کم فرصت و استراحت می خوام

یه شب خواب شیرین و راحت می خوام

 

می خوام بچّه شم باز تو این سن و سال

 

یه مدّت جدا شم ازین حسّ حال

 

تو می دونی احوال خوبی ندارم

 

غروبم سکوتم گمم بی قرارم

 

واسه اینکه خورشید چشمام بتابه

 

یه مدّت باید بی توقف ببارم

 

ببخشید که آروم نمی گیرم از عشق

 

گریزونم از خنده و سیرم از عشق

 

بهت قول می دم باز بشم مثل اوّل

 

بازم واسه تو با تو می میرم از عشق




 

ترانه : عرفان سلیمی



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 29 تیر 1392

با خودت میگی ؛

 

" زمستون تموم می شه و رو سیاهی به ذغال می مونه "

 

اما . . .

 

اما وقتی فکر میکنی که زمستونت تموم شده و داری به بهار زندگیت می رسی یه اتفاق می افته . . .

 

یه اتفاق که همه چیو خراب میکنه . . .

 

یه دفعه همه چیز برعکس می شه . مثل بوکسوری که تو مبارزه زمانی که فکر می کنه حریفش بازنده شده چند تا مشت سنگین از حریفش می خوره و خودشو بازنده می بینه . . .

 

با دهان باز و با تعجب زیاد فقط نظاره گر اتفاق هایی هستی که می افته .

 

یه نگاه به روبروت داری و یه نگاه به سمت آسمون و تو دلت میگی . . .

 

خدایا چرا اینطوری شد . . . ؟؟؟

 

خدایا همه چیز داشت درست میشد . آخه چرا ؟؟؟

 

چرا الان ؟

 

اون موقع دعا نمیکنی که همه چیز درست بشه . اون موقع است که باید دعا کنی همه چیز همینجا توقف کنه و دیگه بد تر از این نشه .

 

خدایا کمکم کن از این مشکل خلاص بشم


92/4/14  انشالله بدترین روز کاری عمرم بوده باشه و دیگه بدتر از اینو نبینم








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 16 تیر 1392




  دوازدهمین پیشوای معصوم (ع)، حضرت حجة بن الحسن المهدی امام زمان (عج)، در نیمه شعبان سال 255 هجری در شهر سامّراء دیده به جهان گشود. او همنام پیامبر اسلام(ص) و هم كنیه آن حضرت (ابوالقاسم) است. پدر بزرگوارش، پیشوای یازدهم، حضرت امام حسن عسكری ع و مادرش بانوی گرامی، «نرجس» است كه به نام ریحانه، سوسن، صفیل نیز از او یاد شده است. نرجس خاتون از نظر فضیلت و معنویت تا آن حد والا بود كه «حكیم» خواهر امام هادی ع كه خود ازبانوان عالیقدر خاندان امامت بود، او را سر آمد و سرور خاندان خویش و خود را خدمتگزار او مینامید.

 

امام زمان (علیه السلام) در چه شرایطی و چگونه متولد شدند؟

شرایط زمان تولد امام زمان (علیه السلام) شرایط عادی نبود، زیرا طبق روایات منقول از پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) مهدی آل محمد (علیه السلام)ـ آن كه ستمگران را نابود و زمین را پر از عدل و داد می كند ـ فرزند امام حسن عسكری (علیه السلام) است. از این رو دستگاه خلافت عباسی امام حسن عسكری (علیه السلام) را در شهر سامرا تحت نظر داشت، و منتظر بود تا اگر فرزندی از ایشان به دنیا آید، او را بكشد، همان گونه كه فرعون، در كمین بود تا اگر حضرت موسی (علیه السلام) به دنیا آید، او را به قتل برساند. در این شرایط خفقان و غیر عادی، حضرت مهدی (علیه السلام) مخفیانه به دنیا آمدند.

 

جریان تولد حضرت را حكیمه خاتون، دختر امام جواد (علیه السلام) و عمه ی امام حسن عسكری (علیه السلام) این گونه بازگو كرده است: «ابو محمد امام حسن عسكری (علیه السلام)شخصی را دنبال من فرستاد كه امشب ـ شب نیمه ی شعبان ـ برای افطار نزد ما بیا، زیرا خداوند امشب حجتش را آشكار می كند. پرسیدم این مولود از چه كسی است؟ حضرت فرمود: از نرجس خاتون. عرض كردم: من در نرجس خاتون آثار بارداری نمی بینم حضرت فرمود: موضوع همین است كه گفتم.

 

من در حالی كه نشسته بودم، نرجس آمد و كفش مرا از پایم بیرون آورد و فرمود: بانوی من حالتان چطور است؟ گفتم: تو بانوی من و خانواده ام هستی. او از سخن من تعجب كرد و ناراحت شد و فرمود: این چه سخنی است؟ گفتم: خداوند در این شب به تو فرزندی عطا می كند كه سرور و آقای دنیا و آخرت خواهد شد. نرجس خاتون از این سخن من خجالت كشید.

 

بعد از افطار و نماز عشا به بستر رفتم. چون پاسی از نیمه ی شب گذشت، برخاستم و نماز شب را به جا آوردم، بعداز تعقیب نماز به خواب رفتم و دوباره بیدار شدم. در این هنگام، نرجس نیز بیدار شد و نماز شب را به جا آورد. سپس از اتاق بیرون رفتم، تا از طلوع فجر باخبر شوم; دیدم فجر اول طلوع كرده و نرجس در خواب است. در این حال، به ذهنم خطور كرد كه چرا حجت خدا آشكار نشد؟! نزدیك بود شكی در دلم ایجاد شود كه ناگهان حضرت امام حسن عسكری (علیه السلام) از اتاق مجاور صدا زدند: ای عمه! شتاب مكن كه موعود نزدیك است. من مشغول خواندن سوره «الم سجده» و «یس» شدم. در این هنگام ناگهان نرجس خاتون با ناراحتی از خواب بیدار شد. من او را به سینه چسباندم و نام خدا را بر زبان جاری كردم. امام حسن عسكری (علیه السلام) فرمود: سوره ی قدر را برایش بخوان. آن سوره را خواندم و از نرجس پرسیدم: حالت چطور است؟ گفت: آنچه مولایت فرموده بود ظاهر شد. من دوباره سوره ی قدر را خواندم. كودك نیز در شكم مادر، همراه من سوره ی قدر را خواند كه من ترسیدم. در این هنگام پرده ی نوری میان من و او كشیده شد، ناگاه متوجه شدم كودك ولادت یافته است. چون جامه را از روی نرجس برداشتم، آن مولود سر به سجده گذاشته و مشغول ذكر خدا بود. هنگامی كه او را برگرفتم، دیدم پاك و پاكیزه است. در این موقع حضرت امام حسن عسكری (علیه السلام) صدا زدند: عمه! فرزندم را نزد من بیاور. وقتی نوزاد را نزد حضرت بردم، وی را در آغوش گرفت، و بر دست و چشم كودك دست كشید و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و فرمود: فرزندم! سخن بگو! پس آن طفل گفت:

 

« اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمداً رسول الله »

 پس از آن به امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) و سایر امامان معصوم (علیهم السلام) شهادت داد و چون به نام خود رسید فرمود:

« اللهم انجزلی وعدی و اتمم لی امری و ثبت و طأتی واملاء الارض بی عدلا و قسطاً »

 « پروردگارا! وعده ی مرا قطعی گردان و امر مرا به اتمام رسان، و مرا ثابت قدم بدار، و زمین را به وسیله ی من از عدل و داد پر كن.»

 

در روایت دیگری آمده است: چون حضرت مهدی (علیه السلام) متولّد شد، نوری از او ساطع گردید كه به آفاق آسمان پهن شد، و مرغان سفید را دیدم كه از آسمان به زیر می آمدند و بال های خود را بر سر و روی و بدن آن حضرت می مالیدند و پرواز می كردند. پس امام حسن عسكری (علیه السلام) مرا آواز داد كه ای عمه! فرزند را برگیر و نزد من بیاور، چون برگرفتم، او را ختنه كرده و ناف بریده و پاك و پاكیزه یافتم و بر ذراع راستش نوشته شده بود:

 

«جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقاً»








نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 2 تیر 1392

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند

 

نام مهدی صد هزاران درد درمان میکند

 

مدعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار

 

من گلی دارم که عالم را گلستان میکند  . . .













نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 2 تیر 1392

به خاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم

 

که زنده گردم و بار دگر برای تو میرم

 

نهادم از سر خود یک به یک هوی و هوس را

 

همین بود هوس من که در هوای تو میرم

 

دل از جفای تو خون شد روا مدار که عمری

 

دم از وفا زنم و آخر از جفای تو میرم

 

تویی که: جان جهانی فزاید از لب لعلت

 

منم که هر نفس از لعل جانفزای تو میرم

 

به حال مرگم و سوی تو آمدن نتوانم

 

تو بر سرم قدمی نه، که زیر پای تو میرم

 

رو ای رقیب، ز سر کویش، که ترک جان نتوانی

 

تو جای خویش به من ده، که من به جای تو میرم

 

مرا به خواری ازین در مران به سان هلالی

 

گذار تا چو سگان بر در سرای تو میرم






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

شنبه 1 تیر 1392


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :